المحقق الأردبيلي

43

اصول دين ( فارسى )

هفتم آنكه خداى تعالى فعل عبث و ظلم نمىكند و هيچ نوع قبيحى از او سر نمىزند بلكه عادل و حكيم است و افعال او همگى خوب و پسنديده و مشتمل بر مصلحت و حكمت و معلّل به اغراض صحيحه است . و وجه اين ظاهر است ؛ چه عبث و بىفايده و قبيح و ظلم نقص است و آن بر خداى تعالى روا نيست ، بلكه بر هيچ عاقل ، مگر آنكه محتاج باشد به كردن آنها ، يا جاهل . و اين هردو از خداى تعالى منتفى است - چنان كه گذشت . و چون تواند بود كه از حق سبحانه كه اشرف اشياست بلكه هيچ محل نيست [ كذا ] ، عبث و قبيح صادر شود ؟ چه اگر از ادنى شخصى يكى از اينها واقع شود او را عقلا مذمّت مىكنند و سفيه و ديوانه‌اش مىخوانند ، بلكه بعضى از اطفال و زنان و كسانى كه چندان عقلى ندارند نيز مذمّتش مىكنند . و اين ظاهر است و انكارش انكار ضروريات و گوش بر قول قايلش نمىبايد كرد . ديگر آنكه در قرآن عزيز دالّ بر اين معنى بسيار است ، مثل قوله تعالى ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ . « 1 » و مثل أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً « 2 » و چون تواند بود كه افعال خداى تعالى بىسبب و علت و فايده باشد و حال آنكه صحت قياس كردن موقوف است

--> ( 1 ) . سورهء ذاريات ( 51 ) : 56 . ( 2 ) . سورهء مؤمنون ( 23 ) : 115 .